سینما و معماری

تاریخچه ارتباط معماری و سینما به چه زمانی باز می‌گردد؟

نمی توان به طور مشخص و دقیق تاریخی را تعیین کرد اما در سال 1991 دانشگاه کمبریج سمیناری تحت‌ عنوان«معماری و سینما»برگزار می‌کند و در آن مجموعه مقالاتی درباره ارتباط این دو با یکدیگر برای‌ اولین بار و به صورت مشخصی ارائه می‌شود که بخشی از این مقالات توسط شهرام جعفری نژاد با همین‌ عنوان«معماری و سینما»ترجمه شده و انتشارات سروش آن را منتشر کرده است.پس می‌توان به نوعی‌ شروع بحث نظری و آکادمیک معماری و سینما را همان سال 91 دانست چراکه پس از آن این مباحث به‌ حدی جدی شده است که بعضی از دانشگاه‌های آمریکایی رشته تخصصی«معماری و سینما»دارند و حتی‌ در حوزه معماری خیلی از پژوهش‌ها از طریق امکانات سینمایی است.همین طور به رشته طراحی صحنه در سینما بخش‌های مختلفی مثل طراحی شهری و ساخت‌وساز افزوده شده است.

در نظر شما نقاط اشتراک و افتراق معماری و سینما چیست؟

نقاط اشتراک و افتراق این دو هنر به این برمی‌گردد که از چه زاویه‌ای به این مسئله نگاه کنید.از یک‌ دیدگاه که ماهیتی است،می‌توان گفت معماری و سینما هر دو حرکت و فضا را تعریف می‌کنند و در این ویژگی باهم مشترک‌اند اما از این جهت که یکی به صورت تجسمی و پلاستیک و دیگری تصوری‌ و ذهنی است باهم وجه تفارق دارند.هر دو ارتباط انسان را با محیط پیرامونش تعریف می‌کنند،یعنی‌ زمانی‌که انسان از پنجره بیرون را نگاه می‌کند مثل این است که کسی از قاب تصویر و دوربین به جهان‌ بیرون نگاه می‌کند.به بیان دیگر یعنی از یک منظر ارتباط فرد با جهان بیرون از خودش توسط این دو هنر انجام می‌پذیرد.یکی دیگر از موارد تفارق این دو هنر در مسئله تخیل و تداعی است،به این معنا که‌ در سینما بخش تداعی و خیال تأثیرگذارتر است تا معماری.ما در معماری ممکن است تصورهای زیاد برای رسیدن به مصداق داشته باشیم اما فقط و فقط یک«بنا»داریم که می‌توانیم طرح‌ها را روی آن‌ اجرا کنیم و بنا وابسته به مکان و زمان مشخص است؛ولی در سینما امکان این را داریم که شکل‌های‌ مختلفی را امتحان کنیم.در ضمن امکان کپی هم داریم و زمان و مکان برای ارائه مطرح نیست.مسئله‌ دیگر چگونگی مواجهه با این دو هنر است.در معماری شما در یک زمان در یک نشست می‌توانید یک‌ ساخمان را ببینید،شاید هم درکش کنید؛ولی در سینما حمتا باید زمانی فیلم قائل شویم تا بتوانیم‌ بگوییم تمام اثر را دیدیم.

مجموعه اینها به اضافه ابزار،روش تولید،کار گروهی و...باعث می‌شود معماری و سینما هم اشتراک‌ داشته باشند هم تفارق.اما بیشتر از همه آن چیزی که این دو را به هم نزدیک می‌کند این است که اینها «میان رشته‌ای»اند؛یعنی همه رشته‌های هنری و صنعتی نمونه‌ای در معماری و در سینما دارند،حتی‌ پیشرفت‌های کامپیوتری و تکنولوژیکی وقتی تعریف کاملی پیدا می‌کنند که در معماری و سینما بتوانند حرف تازه‌ای بزنند.

همان‌طور که فرمودید،چگونگی بحث درباره معماری و سینما به این باز می‌گردد که از چه منظری به این دو هنر نگریسته شود اما شما به عنوان کسی که با هر دو هنر آشنایید آیا نقاطی را می‌شناسید که در این دیدگاه‌ها مخفی و یا کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد؟

ما بیشتر از منظر پدیدار شناسی به«معماری و سینما»نگریسته‌ایم،یعنی پدیده‌های معماری مثل بناها و فضاها را دیده و بعد به تماشای فیلم‌ها نشسته‌ایم؛سپس بین آنها به دنبال ارتباط اشتراکی یا افتراقی بوده‌ ایم.حال اگر مسئله‌ای غیر از پدیدار شناسی بین معماری و سینما باشد قابل توجه است.من خودم از یک‌ منظر دیگر هم به این دو هنر نگاه می‌کنم.این نگاه به«صورافلاطونی»و«جهان محاکات»باز می‌گردد، به این معنا که هر دوی این هنرها تجسم این دو را در خود دارند.

وضع پژوهش و همایش‌ها در این حوزه چطور است و تا چه حد می‌تواند به تعامل ختم شود؟

در ایران کار تازه‌ای شروع شده و دو-سه سال است که راجع‌به آن صحبت می‌شود.در این حوزه‌ علاقه‌مندی معمارها بیشتر از سینماگرهاست اما بالاخره این تعامل شکل می‌گیرد.در این تعامل‌ مباحث متعددی روشن می‌شود.یکی از مواردی که الان می‌توانم به آن اشاره کنم مبحث تفاوت‌ ساختمان با ساختار است،یا مبحثی تحت عنوان فضا که اگرچه در معماری و سینما هست اما حتی‌ در معماری با تصورات متفاوتی مواجه بود که همین مقالات،همایش‌ها و پژوهش‌ها باعث می‌شود به نقاط مشترک نزدیک‌تر شویم.ما اگر بخواهیم به شهرهایمان هویت دیگری بدهیم می‌باید از هنرها استفاده کنیم و این،هم در پژوهش است و هم در تولید اثر هنری.همان‌گونه که هر شهری‌ که بخواهد در دنیا هویت جدیدی پیدا کند مجبور است به سینما وابسته شود.حتی شهرهایی همچون‌ نیویورک،رم،پاریس و...وقتی لوکیشن برخی اتفاقات و رخدادهای فیلمی شده‌اند پس از آن،این به‌ صورت هویت برای آن شهرها در آمده است. سینما به فضاها هویت می‌دهد،همان‌گونه که هویت‌ می‌گیرد.

منابعی را که در این حوزه در دسترس علاقه‌مندان وجود دارد چطور ارزیابی می‌کنید؟

منابع در این حوزه بسیار محدود است.ما باید متکی به چند کتاب خارجی باشیم و چند مقاله در اینترنت. اما اتفاقات خوبی دارد می‌افتد و در آخرین همایش که در فرهنگستان هنر برگزار شد مقاله‌های خوبی ارائه‌ شد و جای پیشرفت دارد.

 

به کوشش خانم راضیه غنچی

/ 0 نظر / 137 بازدید